۱۳۸۶ اسفند ۲۲, چهارشنبه

« نوروز يادگار ِماندگار»

نوروز يکي از دير پا ترين ، باشکوه ترين و زيبا ترين آيين هايي است که از چندين هزار سال پيش بر روي اين کره خاکي بر جاي مانده است.
شايد کمتر سرزميني چون ايران جشني اينگونه کهن و پايدار در پيشينه خود داشته باشد . واين چندان شگفت انگيز نيست چراکه ايران سرزمين شگفتي هاست . . .

به درستي روشن نيست برپايي اين جشن باشکوه از چه زماني آغاز شده است . هر چند که هخامنشيان به آن اهميت بسيار مي دادند ولي پيشينه اين جشن چندان دير پاست که انديشمندان ايراني به ناگزير آن را با تاريخ اساطير پيوند مي دهند و آن را به جمشيد شاه چهارمين پادشاه پيشدادي نسبت مي دهند . فردوسي در داستان پديد آمدن نوروز چنين نقل مي کند :
وقتي جمشيد از کار هاي کشوري آسوده شد ، بر تخت کياني نشست و همه بزرگان لشکري وکشوري بر دورتخت او گرد آمدند و بر او گوهر افشاندند :

به فرکياني يکي تخت ساخت چه مايه بدو گوهر اندر شناخت
چو خورشيد تابان ميان هوا نشسته بر او شاه فرما نروا
جهان انجمن شد بر تخت او فرو مانده از فره بخت او
به جمشيد بر ،گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو، هرمز و فرودين بر آسوده از رنج تن ، دل زکين
ب زرگان به شادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند
چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار

درهيچ کجاي دنيا و هيچ نوشدن سالي مانند نوروز ايراني اينگونه نوزايي جهان و طبيعت با آغاز سال جديد همراه نيست . نوروز ايراني زماني است که اعتدال و برابري شب و روز را نيز به همراه دارد و از هر نظر روز نوشدن است .

سفره نوروزي (هفت سين ) :

به درستي مي توان گفت که شماره هفت يکي از ورجاوند ترين (با شکوهترين) شماره هاست :
+: اهنود گات هاي اشوزرتشت (گات ها سرود هاي اشوزرتشت و يگانه کتاب جهان بيني زرتشتي است) هفت بخش اصلي دارد .
+: امشاسپندان راکه در فرهنگ زرتشتي شش مورد است و مراحل تکامل يک انسان را بيان مي کند (ودر واقع صفاتي از ذات پاک خداوندي است که انسان نيز مي تواند و بايد سعي کند براي رستگاري از آنها بهره مند شود .) ، در بسياري موارد همراه با نام خداوند(اورمزد) هفت امشاسپند نيز مي نامند .
+: در اوستا از هفت کشور زمين نام برده شده (ارزه ،سوَ ، فره ددفش ، وي ددفش ، . . .)
+: مراحل عرفان ايراني هفت تاست (هفت شهر عشق را عطار گشت ماهنوز اندرخم يک کوچه ايم و . . .) .
+: درميان پيروان موسي نيز اين شماره مبارک است و آنها هفت فرشته پاک فرمانروا بر ستارگان هفتگانه را مي ستايند ، درتورات نيز بسيار بر اين شماره تاکيد مي شود . . .
+: در ميان عيسويان نيز هفت ارزشمند است و گويند که خداوند هفت گونه خوراکي از آسمان براي عيسي فرستاد ، هفت گناه اصلي و هفت نيايش و . . . در اين فرهنگ وجود دارد.
+: مسلمانان در آيين حج هفت بار به دور خانه کعبه مي چرخند ، چيزي را که پليد و نجس شده باشد را هفت بار مي شويند ، در قرآن براي بهشت هفت چشمه اصلي بر مي شمارند ودوزخ را هفت اشکوب مي دانند ، آسمان را هفت طبقه و . . مي دانند.
+: شماره هفت در ديگر کيشها مانند مهر پرستي ، مانوي ، برهمايي و در تاريخ و فرهنگ مردمان باستان و امروز و حتي ميان رومي ها ، مصري ها ، لبناني ها ، هندي ها و چيني ها نيز داراي تمثيل هاي بسياري است.
«البته من نمي خواهم مقاله اي درباره شماره هفت بنويسم . پس همين اندازه براي آگاهي شما به نظرم کافي مي آيد .»

هفت چين؟ :
- گروهي بر آن باورند که در ايران باستان به هنگام نوروز و فرود آمدن فروهر ها از آسمان ، ايرانيان هفت سفره مي چيدند و اين واژه نخست هفت چين بوده و پس از حمله تازيان به ايران ، چون حرف <چ> در زبان آنها وجود نداشت اين کلمه به «هفت سين» بدل شده است .
- بعضي از صاحب نظران مي گويند چون هفت گونه چيزي که از درخت چيده شده بود مانند شاخه هاي گل هميشه بهار ، يا هفت گونه ميوه مانند: سيب ، گلابي ، انار ، . . . در سفره نوروزي مي گذاشتند آن را هفت چين مي ناميدند .

هفت شين؟ :
- باور دوم اينکه گروهي مي گويند اين کلمه در آغاز هفت شين بوده است و نغمه اي را که هم دليل بر آن مي گيرند اين است :
جشن نوروز از زمان کيان مي نهادند مردم ايران
شمع و شير و شراب و شيريني شکر و شهد و شابه اندر خوان
البته استناد به اين نغمه از طرفي نادرستبه نظر مي رسد چراکه واژه هاي شمع ، شراب و شهد سه کلمه تازي است و پارسي آنها سپندار ، باده وانگبين است .
- البته اينگونه شتابزده نيز نبايد نتيجه گيري کرد چرا که زبان در گرو زمان تغيرات و دگرگونيهاي متفاوتي را در واژه ها به دنبال دارد و تازه در برخي از دوره ها ،مثلا زمان اشکانيان بسياري از«سين»هارا«شين»و يا ساسانيان گاهي «شين»ها را«سين» تلفظ مي کردند .

هفت سيني؟ :
- گروهي از پژوهندگان برآنند که ده روز پيش از فرارسيدن نوروز تخم هفت سبزي خوردني(گندم ، جو ، برنج ،عدس ، لوبيا ، نخود ، ارزن ) را در هفت سيني مي کردند و هفت بانوي زيبا يا هفت موبد بزرگ آنان را به پشگاه شاه مي آوردند و اين نمادي از باروري و سرسبزي براي سال نو بوده است .

هفت ستون(هفت سبزه)؟ :
- برخي گويند که مردم ايران در دوران کهن که تنها پيشه آنها کشاورزي بود ، ده روز مانده به نوروز تخم گياهان ذکر شده را بر روي هفت ستون در کنار خانه خود مي کاشتند ( يا هفت ستون از سبزه سبزه مي کردند ) و بر آن بودند که هريک ازاين گياهان که بهتربرويد ، در آن سال بيشتر از آن محصول بکارند.
- البته شايد اين تفکر نتواند به درستي هفت سين را توجيه کند ولي بي شک دليل وجود سبزه در سفره نوروزي ازاين رسم نيز بهره اي گرفته است .

هفت سين؟ :
- سرانجام به باور گروهي ديگر مي رسيم که هفت سين را به هفت امشاسپندان(شش امشاسپند + اورمزد ) در کيش زرتشتي نسبت مي دهند که در فرهنگ ايراني نيز جايگاه بسيار والايي داشته ، و مي گويند هما نطور که در مراسم هاي گوناگون زرتشتيان سفره هايي بنا بر حال و هواي آن مراسم ومناسبت آن مي کشيدند سفره نوروز نيزهمچون ديگر سفره هاي زرتشتي نمادين از اين امشاسپندان است .

سفره نوروزي زرتشتيان :
من به اينکه چرا معمولا چيدن هفت چيز در سفره باب شده يا چرا مثلا تخم مرغ که در سر سفره مي گذاريم با «سين » شروع نمي شود يا . . . کاري ندارم چراکه من به عنوان يک زرتشتي به پيروي از فرهنگ پيشينيانم بيشتر برنمادهايي که هريک از اين اجسام در ذهن يک شخص آگاه به فرهنگ زرتشتي تداعي مي کند نظر دارم و نظر گروه آخر را در چيدن سفره نوروزي زرتشتي درست تر مي دانم .

به نظرم لازم است در ابتدا از امشاسپندان يا همان صفات برتر خداوندي که تجلي آنها در وجود آدمي تظمين کننده سعادت اوست ، سخن به ميان آورم :

1- وهمن(وهومنه = انديشه نيک )
2- اَرديبهشت(اشه وهيشته = بهترين راستي و پاکي )
3- شهريور(خشثره وئيريه = شهرياري و تسلط بر نفس و پادشاهي )
4- سپندارمزد(سپنته آرميتي = عشق و فروتني)
5- خورداد(هه اوروتات = رسايي و کمال )
6- اَمرداد (اَمِره تات = بي مرگي و جاوداني )

هريک از اين امشاسپندان داراي دو وظيفه و دو دسته نماد ، يکي مادي و ديگري مينوي هستند که از آن جايي که جنبه مادي آنها بر سفره نوروزي تاثير گذاشته فقط آنها را يادآور مي شوم :

+: درنقش مادي «امشاسپند وهمن» نگهبان حيوانات و جانداران سودمند است
+: درنقش مادي «امشاسپند ارديبهشت» پاسبان آتش به عنوان نوعي پاکي و نشانه اي از ذات نوراني خداوندي و . . . است
+:«امشاسپند شهريور» که نشانه قدرت وتوانايي خداوندي نيز است ، درنقش مادي نگهبان فلزات مي باشد .
+: درنقش مادي «امشاسپند سپندارمزد» نقش نگهباني از مظهر مهر و فروتني وزايندگي که همانا زمين است را بر عهده دارد .
+: درنقش مادي «امشاسپند خورداد» موکل بر گياهان است .
+: درنقش مادي «امشاسپند امرداد » نگهبان گياهان به ويژه گياهان هميشه سبز را دارا مي با شد .

چيدني هاي سر سفره نوروزي :

سفره : اين خوان به احترام سپندارمزد امشاسپند که نظر بر زمين دارد مي باشد .

ماهي قرمز :نشانه اي از وهمن امشاسپند که جانداران را پشتيبان است و رنگ قرمز آ ن نيز هم يکي از رنگ هاي ملي ايرانيان است و هم رنگ گرمي و عشق و پويندگي .
>>>البته ما زرتشتيان بر سر سفره نوروزي ليوان شيري نيز قرار مي دهيم که آن هم نظر به همين وهمن امشاسپند دارد چرا که شير از جانداران سودمند تهيه مي شود .<<<

شعله آتش چون شمع هاي فروزان : نمادي است از ارديبهشت امشاسپند و در کنار آن نماد دنياي پر فروغ است و پرستش سو(قبله ) ما زرتشتيا ن هنگام نيايش نيز نور است .
>+>>+>آتش در فرهنگ زرتشتي و ايراني جايگاهي بس با اهميت دارد که اينجا مجال برسي آن نيست ولي سعي ميکنم در آينده اي نزديک در اين باره نيز مطلبي بنويسم<+<<+<

سبزه : نمادي است از امرداد امشاسپند و ياد آور بي مرگي و جاوداني و به طور کلي رنگ سبز در فرهنگ زرتشتي (به ويژه رنگ سبز گياهي چون سرو ) بس گرامي و يادآور نمادهاي بسياريست .

آب : از دير باز تا کنون در تمام فرهنگ ها مقدس و پاک بوده و مايه آبادانيست . در سفره نوروزي نيز نمادي از خورداد امشاسپند است .

سکه : نمادي از برکت و آرزوي جريان داشتن پول در مسير زندگيست . علاوه بر آن نمادي از شهريور امشاسپند است و به استفاده درست از فلزات در زندگي و قدرت تسلط پيدا کردن انسان بر عنصري سخت چون فلز اشاره دارد .

نان : نمادي از برکت زندگيست . بطوري که هنوز هم ايرانيان اگر تکه ناني را در روي زمين ببينند آن را به کناري مي گذارند و نمي گذارند پاي مال شود .

کتاب اوستا : از دير باز تا کنون هر قومي بنا برمذهب خود کتاب مقدس خود را که نمادي از وجود خداوند در جريان زندگي در کنار آنهاست در مراسم ها يش مي سرايد . بنا به باور زرتشتي در نوروز فروهرهاي درگذشتگان در کنار خانوادهايشان هستند و سراييدن بخشهايي از گات ها و اوستا موجب شادماني آنها مي شود و از طرفي ديگر اين کار شکر گذاري و ياد کردن اهورامزداي يکتا در اين زمان فرخنده است .

گل بيدمشک : درگذشته بر بسياري از سفره هاي نوروزي ديده ميشده ولي اکنون کمتر ديده مي شود و لي مي گويند اين گل از يک سو گل ويژه امشاسپندان و از يک سو گل ويژه فروهر هاست چرا که نخست اين گل در ماه اسفند (سپندارمزد) مي شکفد و دوم اينکه گل دادن اين گياه با زمان نزول و بازگشت فروهرهاي در گذشتگان به زمين ، برابر است .

گلاب و عود (اگربتي) : نظر فرهنگ زرتشتي بر حفظ محيط زيست و تلاش در پاکيزه و خوش بو کردن عناصر سازنده هستي مي باشد و خوشبو کردن هوا نيز از آن جمله است .

شيريني جات : نماد شيرين کامي و شادمانيست چرا که بزرگترين سفارش هاي اشوزرتشت يکي خردمندي در تمام جريان زندگي و ديگري شادماني خردمندانه و به هنگام در اين جهان است .

سمنو : سمنو چون از جوانه تازه و رسيده گنم تهيه مي شود نشانه باروري وزايندگي گياهان است .

چهار مورد ديگر از چيدني هاي سفره نوروزي (تخم مرغ ، آيينه ، سنجد و سيب ) به اين دليل است که در باور زرتشتي جهان در شش مرحله (که به چهره هاي گهنبار نيز معروف است) آفريده شده و در هنگام نوروز آفرينش انسان بوده است.

تخم مرغ رنگي :از آنجايي که سفره نوروزي در جشن زايش انسان گسترده مي شود تخم مرغ تمثيلي است از تخمه و نژاد و نطفه داري و باروري .

سيب : در داستان هاي ايراني سيب با زايش ارتباط نزديکي دارد و نمادي از باروري و زايندگي است .

سنجد : نمادي از تناسل انسان و نماد عشق و دلدادگي است .

آينه : از واژه ادونک آمده که به معناي شکل پذيريست . در کنا آن آيينه پند و اندرزي که دارد اين است که در زندگي چون آيينه باشيد و عيب ها و خوبي هاي اطرافيان را همانگونه که هست بازگو باشيد و نه آنها را بزرگ کنيد و نه . . .

نوروز و تخت جمشيد :


بي هيچ ترديد انگيزه بر پايي و ساختار تخت جمشيد ، برپايي هر چه باشکوه تر بزرگترين جشن ايرانيان باستان يعني نوروز است . چراکه بدون هيچ استثنا همه سنگ نگاره هاي هنرمندانه تخت جمشيد بازگوي چگونگي برگذاري مراسم نوروزي در آن مکان است . از سوي ديگر نگرشي کوتاه به ساختار تخت جمشيد ، کاخ ها ، ايوان ها ، تالارها ريا، پلکانها و. . . اين را به ما مي نماياند که گويي بر پايي اين بارگاه باشکوه براي برپايي جشني مقدس و بزرگ است . تخت جمشيد نه يک مکان براي زندگي روزمره شاهان هخامنشي بوده و نه يک مرکز قدرت براي ساتراپ ها و نه جايگاهي براي امپراطوري و يا گردشگري و . . .
سنگ نگاشته هاي ديوارها وآورندگان هدايا و پشکشي هاي گوناگوني چون عطرها ، خوراکي ها ، چهارپايان و . . . همه بيانگر يک دگر گوني زماني ، يک جشن بزرگ در نيايشگاهي چون تخت جمشيد دارد . متاسفانه برخي باستان شناسان تصاوير پيشکش کنندگان را «باج دهنگان» ناميده اند . . . آيا شاهي با آن عظمت نيازي به يک ظرف ماست يا يک بره گوسفند ناقابل داشته ؟! يا اينکه اينان نمايندگان ملل تابعه بودند که هريک در اين روز فرخنده نوروز با تقديم نماد يا سمبل سرزمين خويش ديگر باره اطاعت خود را از شاه بزرگ پارس ابراز مي داشتند ؟!
از سوي ديگر يکي از پيچيده ترين رمز هاي تخت جمشيد که هنوز هم در حاله اي از ابهام باقيست اين است که اگر چند ثانيه به آغاز سال تحويل بر روي تختگاه تخت جمشيد به آسمان نگاه کنيم ، يک خط سپيد باريک ممتد در آسمان ، بر فراز تخت جمشيد ديده مي شود که تا چند ثانيه اي مي ماند و سپس محو مي شود ! با گذشت بيش از دوهزار وپانصد سال هنوز اختر شناسان و باستان شناسان راز اين معما را کشف نکرده اند و اين بناي اهورايي بيگمان رازهاي نهفته ديگري ، ازاين مورد بسياردارد . . .

برگرفته شده از وبلاگ:

mantraspand.persianblog.ir

۱۳۸۶ بهمن ۲۳, سه‌شنبه

آيروني

سلام به تمام دوستان !

آيروني در زبان خوري به معني نوعي مراسم است كه مردم در شب هاي مهتابي به كوچه ها مي روند و با هم شب زنده داري و ديد و بازديد مي كنند و دختران چرخ ريسي مي كردند.

استاد محمد شايگان شعري در باره ي آيروني سروده است كه آنرا براي شما در وبلاگم گذاشتم:

شو مَهتُو و روشنا كيچَگوني

شب مهتابي و كو چه ها روشن است

تو كيچُه چِير ريسوني ، آيروني

در كو چه چرخ مي ريسيدند (دختران) و مردم با هم ديد باز ديد شبانه ميكردند

تو كيچُه از ميون دودُ و گون اَيو

در كو چه ميان دختران ، او

مه چارده ميون سارگونن

ماه شب چهارده ميان شتاره ها بود